تبليغاتX
پرچین راز
پرچین راز
 
قالب وبلاگ
چه شبهایی با رویای تو خوابیدم،نفهمیدی

چه شبهایی که اسم تو رو لبهام بود،نفهمیدی

چه شبهایی که اشکامو به تنهایی نشون دادم

از عمق فاصله آروم،واسه تو دست تکون دادم

چه شبهایی دعا کردم،یکم این فاصله کم شه

یه بار دیگه نگاه من تو رویاهات مجسم شه..

ولی...




[ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ 22:12 ] [ مینا ]


دیواره های پیله ی تنهاییت،سد میان نگاه من و توست؛

غرورت،بی آنکه تو بدانی رشته رشته و تار به تار این پیله را می تند

بگذار آزاد شوی از بند این دام پنهان،زندان تنگ و نفس گیرت را بشکاف

پروانه شو و پرواز را بیاموز...

(مینا)


 


کاش همان کودکی بودیم

که حرف هایش را از نگاهش می توان خواند،

اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد،دل خوش کرده ایم و سکوت کرده ایم

آری...

سکوت پُر بهتر از فریاد تو خالیست...دنیا را ببین...بچه بودیم

از آسمان باران می آمد،بزرگ شده ایم از چشم هایمان میاید،بچه بودیم

دل دردها را با هزار ناله می گفتیم،همه می فهمیدند،بزرگ شده ایم درد دلمان

را به صد زبان،به همه می گوییم و هیچ کس نمی فهمد...

ای کاش...

ای کاش کودک بودیم...


و این هم یکی از آهنگای چاووشی که خیلی دوسش دارم:

 

آروم نمیگیرم،

از دست زنجیرم،

بی عشق میمیرم،

من روز دیدارم،

از دوست پُر،من

از دوست دلخور من،

آجر به آجر من،

من،پشت دیوارم

 لعنت به این دیدار،

لعنت به این دیوار،

لعنت به این آوار،

من زیر آوارم

هر روز پاییزه،

هر هفته پاییزه،

هر ماه پاییزه،

هر سال پاییزه،

دلخونم از چشمات،

ماه پس ابرم،

من کاسه صبرم،

این کاسه لبریزه...

 

[ جمعه 1 اردیبهشت1391 ] [ 13:7 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آسمانم بودیو گفتم که بارانت

میشوم، روزها گذشت و حالا روز

به‌ روز دورتر می‌شود آسمان، طفلکی

باران؛ خسته می‌شود...!

(مینا)

امکانات وب